السيد نعمة الله الجزائري
288
كشف الأسرار في شرح الاستبصار
پير مكتب خانهء علم وأدب چون ابلهان * از هوس بيهوده بازيهاى طفلانى كند حاجى از راه حرم نيت كند احرام باغ * عشق را لبيك گويد جان بقربانى كند دل بصحراى جنون هر دم گشايد بال شوق * خندهء كبك درى بر عقل يوناني كند نسخهء دستور أستاذ رصد بند خيال * چون خط تقويم پارى « 1 » كهنه بطلانى كند دست أستاذ أزل بهر رموز معرفت * نقشها بر گل بشكل خط سريانى كند قفل از مخزن گشايد ابرو بر ، دريا وكان * چون كف أرباب همت گوهر افشانى كند روح بخشايد بعالم جنبش رگهاى ابر * هم چنان كاندر بدن رگهاى شريانى كند آنچه را در عرض سال آماده سازد چرخ پير * گستراند جمله چون مفلس كه مهمانى كند جوش گل هر سو در أطراف خيابان جشنها * چون چراغان شب نوروز سلطاني كند تازه گردد در چمن هر گونه طرح بزم وعيش * بلبل شوريده آهنگ غزل خوانى كند بوى گل چون نگهت پيراهن يوسف ز مصر * نور بينائى بچشم پير كنعانى كند
--> ( 1 ) پارى : گذشته